تبلیغات
نیشتو ببند ツ - مطالب شهریور 1393


نیشتو ببند ツ

معنای خوشبختی این است که در دنیا کسی هست که بی اعتنا به نتیجه ، دوستت دارد




ﺑﺎ ﺩﯾﺪﻥ ﺗﺼﺎﻭﯾﺮ ﻧﻔﺮﺍﺕ ﺑﺮﺗﺮ ﮐﻨﮑﻮﺭ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺭﺳﯿﺪﻡ ﮐﻪ

 

ﻗﯿﺎﻓﻪ ﺑﺎ ﺭﺗﺒﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻣﻌﮑﻮﺱ ﺩﺍﺭﻩ


ﻫﺮ ﭼﻪ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﺑﺪﺗﺮ ﺭﺗﺒﻪ ﺑﻬﺘﺮ

 

 ای ﭘﺪﺭ ﺧﻮﺷﺘﯿﭙﯽ ﺑﺴﻮﺯﻩ ﮐﻪ نذاشت ﻣﻬﻨﺪﺱ ﺑﺸﻢ!!

 



نوشته شده در دوشنبه 31 شهریور 1393 | ساعت 09:04 ق.ظ | توسط |نظرات



دوتا مرده شور بودن هر جنازه ای میاوردن شکمشو وا میکردن غذا هاشو میخوردن 
یه روز شکم یکیو وا میکنن توش ماکارونی بوده مرده شور به رفیقش میگه من نمیخوام تو بخور 
رفیقش میگه چرا؟ تو که ماکارونی خیلی دوس داشتی میگه نمیخوتم دیگه ، رفیقشم همشو میخوره
بعد که تموم میشه میگه میدونی چرا نخوردم ؟ رفیقش میگه چرا؟ میگه چون توش مو بود
اونم حالش بهم میخوره همه رو بالا میاره
بعد اون یکی شروع میکنه به خوردن، رفیقش میگه نخور کـثافط مگه نمیگی توش مو بود ؟ 
رفیقش میگه : دروغ گفتم ! خواستم ماکارونی گرم بشه بعدا بخورم 



  چندشم هم خودتی!!!!!!!!!!!

  

نوشته شده در سه شنبه 25 شهریور 1393 | ساعت 11:49 ق.ظ | توسط |نظرات






آخه الدنگ اونجام جاست برا تمرین کردن



نوشته شده در جمعه 21 شهریور 1393 | ساعت 10:26 ق.ظ | توسط |نظرات



بهش ﮔﻔﺘﻢ ﻣﻴﺨﻮﺍﻱ ﺑﺮﻱ ... ؟ 
ﺑــــــﺮﻭ ...... ﻭﻟﻲ ﺑﺪﻭﻥ ﮐﻪ ﺑﻲ ﺗﻮ 
میمیـــــــــــــرم!! 


ﺭﻓﺖ ...... 






ﻭﻟﻲ من ﻫﻨﻮﺯ ﻫﺴﺘـــﻢ ﺩﺭ ﺧﺪﻣﺘﺘﻮﻥ ((: 
ﺧﻴﻠﻲ چـــــــــــــاکریم...
ﺧﻠﺺ ﻫﻤﮕﻲ... !!

 

 



نوشته شده در یکشنبه 16 شهریور 1393 | ساعت 03:19 ب.ظ | توسط |نظرات




به نظرتون این نباید الان توی گهواره باشه

خو بشر تو شبا با لالایی نه نه جونت خوابت می بره 

تو اول بذار از مای بی بی بگیرنت بعد از این حرف بزن

آ بیا موها ریخت


نوشته شده در پنجشنبه 13 شهریور 1393 | ساعت 07:33 ب.ظ | توسط |نظرات



مگه نه؟

 


نوشته شده در چهارشنبه 12 شهریور 1393 | ساعت 11:29 ق.ظ | توسط |نظرات



به نظرتون اینجا باغِ وحشه؟



گوریل هم اینجوری از دارودرخت آویزون نمیشه





نوشته شده در دوشنبه 10 شهریور 1393 | ساعت 10:38 ق.ظ | توسط |نظرات





یه بار با دوستم رفتیم تولد یکی از دوستاش،
خیلی باکلاس بودن، از اون خرمایه ها هم بودن.
بابای دختره همینجور تراول پنجایی
 می ریخت رو سر دخترش
هیشکیم به تراولا نگا نمی کرد فقط می زدن می رقصیدن
منو رفیقمم پامونو میزاشتیم رو تراولا انقد فشار می دادیم تا کف پامون عرق می کرد
تراول می چسبید به پامون می رفتیم دسشویی می
زاشتیم جیبمون!
اونجوری نگا نکنید پول لازم بودیم!
خلاصه یاد یکی از عروسی هامون افتاده بودم
ک داییم یه بسته ۱۰۰تومنی پاشید رو سر عروس ۴نفر دستشون شکست
۲نفر سرشون، بابابزرگمم انگشت دستش شکست، ۵نفرم رفتن تو کما 

ملتو نیگا ما رو نیگا


نوشته شده در شنبه 8 شهریور 1393 | ساعت 06:23 ب.ظ | توسط |نظرات





هوا که بارانی میشود...

.

.

.

.

.
از پنجره اتاقم...

.

.

.

.

.


خیلی راحت تـــــــــــــــف میکنم رو ملت هیچکیم نمیفهمه !!!مریضم خودتی


 



نوشته شده در جمعه 7 شهریور 1393 | ساعت 10:54 ق.ظ | توسط |نظرات


قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت